یک شب بارونی پاک
وقتی که گلهاخیس شدند
وقتی که حرف دل ما
تو قلبا پاکنویس شدند
یک شب بارونی سرد
که نخلا غرق آب شدند
وقتی پرنده های ده
تو روستا خواب خواب شدند
وقتی که تو تنها شدی
غصه نشسته تو چشا ت
چشماتو دریایی نکن
خدای ما خودش میاد
عزیزآزادی
برچسب:
نویسنده: رادین شجاعی